ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1146

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و ميفهمد كه اصطلاحات مزبور طريقه‌هائى براى تعليم و روش‌هائى جهت رسيدن بدانش ميباشند و قوايش براى رسوخ و استحكام در ملكات برانگيخته مىشود و معلومات وى تصحيح مىگردد و معارف گوناگون را از يك ديگر باز مىشناسد و در عين حال ملكات وى بواسطهء عادت كردن بحضور در مجالس درس معلمان و سود بردن از تعليمات آنان و ديدن آن همه استادان و مشايخ گوناگون تقويت مىشود و اين نتايج براى كسى است كه خدا راههاى دانش و راهنمائى را براى وى ميسر كند و آنگاه ناگزير بايد در طلب دانش سفر گزيند و بگردش و جهانگردى پردازد تا سود فراوان و كمال معلومات خويش را بديدار مشايخ و برخورد با رجال بدست آورد و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت ميفرمايد . [ 1 ] فصل 35 در اينكه در ميان افراد بشر دانشمندان « فقيهان » نسبت به همه كس از امور سياست و روشهاى آن دور تر ميباشند زيرا ايشان عادت كرده‌اند كه در مسائل فكرى به كنجكاوى پردازند و در درياى معانى فرو روند و آنها را از محسوسات انتزاع و در ذهن تجريد كنند و به صورت امور كلى عمومى درآورند تا بطور عموم بر آنها حكم كنند نه اينكه بخصوص ماده يا شخص يا نسل يا ملت يا صنف بخصوصى را در نظر گيرند و آنگاه اين كلى را بر امور خارجى تطبيق كنند و نيز امور را با اشباه و امثال آنها بر حسب شيوه‌اى كه در قياس فقهى بدان عادت كرده‌اند ، مقايسه ميكنند و از اين رو كليهء احكام و نظريات ايشان همواره در ذهن است و بمرحلهء منطبق شدن نمىرسد مگر پس از فراغت از بحث و انديشه يا اينكه به كلى تطبيق نمىشود ، بلكه آنچه در خارج هست از اين كليات ذهنى متفرع ميگردد مانند احكام شرعى چه آنها فروعى

--> [ 1 - ) ] وَ الله يَهْدِي من يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ 2 : 213 . س : 2 ( بقره ) آ : 213 .